همیشه اسفند ماه که به نیمه می رسد ، حال و هوایی در من ایجاد می شود که به سختی می توانم از زیبایی آن بگویم . دوست داشتم کمی از این حال و هوا بنویسم اما ... اما وقتی هر شب و روز این ایام به شنیدن خبر شهادت مظلومانه دهها زن و کودک و پیر و جوان و مجاهد و مبارز و اندیشمند مسلمان فلسطینی می گذرد ، سخت است که در کناره بنشینم و به قول جلال « به شعر و عرفان پناه » ببرم و چشم بر این واقعیات تلخ ببندم .
امروز دوست قدیمی و خوبم « حسن خامه یار » به دیدنم آمد و یک جلد از کتابی را که درباره زندگی و مبارزات مجاهد شهید دکتر فتحی شقاقی دبیر کل جهاد اسلامی فلسطین نوشته است را به من هدیه کرد.
چیزی که در این کتاب برایم بسیار جالب بود این بود که این مجاهد مسلمان سنی مذهب ، چه دقیق و زیبا به الگوی مبارزه فلسطینیان یعنی امام حسین «ع» اشاره می کند .
من بخشی از اظهارات او را که در شماره سیزدهم ماهنامه المختار الاسلامی در ژوییه ۱۹۸۰ در قاهره به چاپ رسیده است و در همین باره است ، نقل می کنم و امیدوارم خداوند ظهور منتقم خون شهیدان غزه و اریحا و لبنان و عراق و افغانستان و دیگر کشورهایی که در آنها نسل کشی مسلمانان ادامه دارد را شتاب بخشد :

     

 « سرور جوانان اهل بهشت ، حسین بن علی بن ابی طالب "ع" در سپیده دم یک روز تاریخی ، در صحرای کربلا ، صحنه های درخشانی را به نمایش گذاشت که در حافظه تاریخ جاودانه مانده است ، و هرگز از یادها فراموش نخواهد شد . او با شهادت در راه حق و دادگری ، نماد انسانیت به تمام معنی را تجلی بخشید . پس از گذشت 13 قرن ، در سپیده دم یک روز درخشان دیگر ، و در ادامه راه سرور شهیدان اهل بهشت ، پیشگام دیگری از مردان حسینی تبار به نام "عز الدین قسام" در برابر تجاوزگران صلیبی ، در برابر چهره زشت و نفرت آور استعمارگران انگلیسی ، و صهیونیسم وابسته به او ، ایستاد و مقاومت کرد ، و حسینی وار در کوهستانهای فلسطین به شهادت رسید . زمین از خون پاک او سیراب شد ، درختان با روح او بارور شدند ، و به کالبد نیمه جان ملتمان روح تازه دمید ، و آتش خشم مقدسی افروخت ، و شادی بی پایان آفرید.

چه شگفت آور است ارتباط مقدس و مشترک ، میان امام حسین و عزالدین قسام ، اندکی از مومنان در برابر ارتشهای بزرگ ایستادند ، و در راه انجام وظیفه مقدس پیروز شدند ، آنان با آگاهی و احساس مسئولیت دینی ، دیوار بی تفاوتی و سستی را فرو ریختند . همان گونه که حسین بن علی "ع" در صدر اسلام قیام کرد ، عزالدین قسام نیز در دو دهه دوم و سوم از قرن بیستم ، سازش با دشمنان را نپذیرفت و به نماد راستین ایمان ، آگاهی و انقلاب تبدیل شد . »

یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

در  ویژه نامه کیهان فرهنگی که اگر اشتباه نکنم در زمان مسئولیت زنده یاد حسن منتظر قائم منتشر می شد ٬ این غزل حافظ را با  توضیحات استاد ارجمند بهاء الدین خرمشاهی خواندم . این ویژه نامه مربوط به حافظ بود و هر شخصیت و صاحبنظری نکته ای در باره حافظ گفته بود٬ از جمله آقای خرمشاهی که غزلی را که می آورم  درباره حضرت سید الشهدا امام حسین «ع» دانسته بود. بعدها در چندین مجلس روضه خوانی ابا عبدالله ٬ روحانیان خوش ذوق همین غزل را به همین مناسبت خواندند و مجلس را منقلب کردند.

در ایام عزاداری آقا امام حسین «ع» ٬ برای اینکه خیلی از حامد حجتی عقب نمانم که وبلاگ جدید «عطش زار» را راه انداخته است ٬ سعی می کنم چیزی با حال و هوای محرم بنویسم و حالا دومین روز را با لسان الغیب بگذرانیم.

برخی ابیات این غزل ٬ عجیب عاشورایی است مخصوصا آنجاها که به تشنگی  و آب ٬ به کوکب هدایت یا همان سفینه النجات ٬ به سرهای بریده٬ به ولی نشناسان و امام نشناسان و ... اشاره دارد.

البته یک بار نیز که در محضر آیت الله سید احمد نجفی بودیم ٬ ایشان در سخنان خود به طور ظریفی به کلید واژه های حسینی و عاشورایی در بسیاری از غزلهای خواجه اشاره داشتند که فرصت این مطلب٬ مجال اشاره به آن نیست .

 و اما غزل لسان الغیب :

زان یار دلنوازم ٬ شکری است با شکایت

گر نکته دان عشقی٬ بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت ٬ هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را ٬ مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس

گویی ولی شناسان ٬ رفتند زین ولایت

در زلف چون کمندش ٬ ای دل مپیچ کانجا

سرها بریده بینی ٬ بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی

جانا روا نباشد ٬ خونریز را حمایت

در این شب سیاهم ٬ گم گشت راه مقصود

از گوشه ای برون آ٬ ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم ٬ جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان ٬ وین راه بی نهایت

ای آفتاب خوبان ! می جوشد اندرونم

یک ساعتم بگنجان ٬ در سایه عنایت

این راه را نهایت ٬ صورت کجا توان بست

کش صد هزار منزل ٬ بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم ٬ روی از درت نتابم

جور از حبیب خوشتر٬ کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ٬ گر خود بسان حافظ

قرآن ز بر بخوانی ٬ با چارده روایت

دوشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٥ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()